مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )
884
البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )
ايشان گفتند : « ما هراس آن داريم كه ابو موسى كارى كند كه مايهء كفر باشد . » على گفت : « شما به خاطر كفرى كه در سال آينده خواهد بود ، امسال كافر مشويد ! » بعضى از ايشان به گروه بازگشتند . سپس على ، ابن عباس را نزد ايشان فرستاد . ابن عباس گفت : « شما از چه چيز پسر عموى پيامبر دل چركين هستيد ؟ » گفتند « از سه رفتار وى : نخست آنكه او مردان را در كار دين خداوند داور قرار داد با اينكه خداوند مىگويد : داورى جز از آن خداوند نيست . ديگر اينكه وى نام خويش را از اميرى مؤمنان گردانده و اگر امير مؤمنان نباشد ، پس امير كافران است . سوم اينكه وى كشتار كرد اما اسير نگرفت و غنيمت نستاند ، اگر آن مردمان كافران بودند ، اسير كردن ايشان نيز روا بود و اگر مؤمنان بودند پس چرا با ايشان پيكار كرد ؟ » ابن عباس گفت : « اما اينكه گفتيد مردان را در دين خداوند داور قرار داده ، خداوند در خرگوشى كه ارزش آن يك چهارم درهم است دو مسلمان عادل را داور قرار داده است . و در نشوز يك زن دو مسلمان عادل را ، شما را به خدا سوگند مىدهم آيا داورى مردان در مورد خرگوش مهمتر است يا دربارهء خون مردمان و اصلاح ميان ايشان ؟ اما اينكه گفتيد او جنگ كرده و اسير نگرفته و غنيمت نستانده ، خداوند تعالى فرمايد : « پيامبر به مؤمنان از خودشان نزديكتر است و همسران او مادر مؤمناناند » ( 33 : 6 ) آيا شما مادر خويش را اسير مىكرديد ؟ و آنچه در مورد ديگران روا مىداريد در حق او روا مىداشتيد ؟ اما اينكه گفتيد وى نام خويش را از امارت مسلمين بيرون كرده ، پيامبر خدا در جنگ حديبيه نام خويش را از رسالت بيرون كرد و به خدا سوگند كه پيامبر از على برتر است . » سپس دو هزار تن از ايشان با عبد الله بن الكواء بازگشتند و ديگران عبد الله بن وهب راسبى را به امارت خويش برگزيدند و به تباهكارى پرداختند . على گفت : « ايشان را رها كنيد تا مالى به دست آورند و خونى بريزند . » و مىگفت : « پيامبر خدا مرا به پيكار با پيمان شكنان و كژروان از راه حق و سركشان فرمان داده است . پيمان شكنان اصحاب جنگ جملاند و كژروان از راه حق اصحاب جنگ صفين و سركشان خوارجاند . » خوارج بر عبد الله بن خباب تاخت آوردند و او را كشتند و شكم همسرش را دريدند و زنان و فرزندانى را كشتند . على بديشان گفت : « كشندگان برادران ما را نزد ما فرستيد تا ما شما را رها كنيم . » ولى ايشان بر وى شوريدند و به جنگ ايستادند . على گفت : « اگر ده تن از ايشان پيروز شوند يا اگر ده تن از ايشان كشته گردند يكسان خواهد بود . » و اين جنگ جنگ نهروان بود و نهروان نام محلى است كه آن را « رميلة الدسكره » مىخوانند . مخدج ذو الثديه كشته شد و من اين داستان را در فصل مقالات مسلمانان ياد كردم . بعضى گفتهاند در جنگ نهروان چهار هزار تن كشته شد . بعضى گفتهاند مجموع